فرض کنید خبر نگرانکنندهای شنیدهاید یا اتفاقی افتاده که ذهنتان را درگیر کرده است. قلبتان تندتر میزند، مدام سناریوهای مختلف را در ذهن مرور میکنید و حتی وقتی کنار فرزندتان هستید، نمیتوانید نگرانیتان را کنار بگذارید.
فهرست مطالب
- آیا اضطراب والد به کودک منتقل میشود؟
- اول خودتان را آرام کنید، حتی برای چند دقیقه
- لازم نیست جلوی کودک وانمود کنید هیچ مشکلی ندارید
- چه چیزهایی را جلوی کودک نگوییم؟
- به کودک اطمینان بدهید، اما قولهای غیرواقعی ندهید
- با کودک درباره احساساتش صحبت کنید
- چه زمانی اضطراب کودک هم نیاز به بررسی دارد؟
در همین شرایط، کودک با چهرهای نگران سراغتان میآید و میپرسد: «مامان، اتفاق بدی افتاده؟» یا «چرا اینقدر نگرانی؟»
شاید اولین فکرتان این باشد که «من خودم آرام نیستم؛ چطور میتوانم به بچهام آرامش بدهم؟»
واقعیت این است که برای آرام کردن کودک لازم نیست خودتان هیچ اضطرابی نداشته باشید. اضطراب یک واکنش طبیعی به شرایط سخت و نامطمئن است. چیزی که اهمیت دارد این است که یاد بگیرید اضطراب خودتان را مدیریت کنید تا ترس و نگرانی، به احساس ناامنی کودک تبدیل نشود.
کودک بیشتر از اینکه به یک والد همیشه آرام و بدون نگرانی نیاز داشته باشد، به والدی نیاز دارد که بتواند در شرایط سخت، همچنان احساس امنیت ایجاد کند.
آیا اضطراب والد به کودک منتقل میشود؟
کودکان، بهخصوص در سنین پایین، نسبت به حالات عاطفی والدین حساس هستند. آنها ممکن است اضطراب والد را نه فقط از حرفهای او، بلکه از لحن صدا، حالت چهره، رفتار، بیقراری و تغییرات روزمره متوجه شوند.
برای مثال، ممکن است مادر مرتب تلفنش را چک کند، اخبار را دنبال کند و مضطرب به نظر برسد، اما هیچ توضیحی به کودک ندهد. کودک شاید نداند دقیقاً چه اتفاقی افتاده، اما متوجه میشود «یک چیزی درست نیست»
این به معنای آن نیست که هر بار مضطرب شدید، حتماً اضطراب شما به کودک منتقل میشود یا آسیب جدی ایجاد میکند. اضطراب گهگاهی بخشی از زندگی است. نگرانی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که شدید، مداوم و قابل مشاهده باشد و روی رفتار و رابطه والد با کودک اثر بگذارد.
بنابراین هدف این نیست که احساسات خود را پنهان کنید؛ هدف این است که آنها را به شکلی سالم مدیریت کنید.
اول خودتان را آرام کنید، حتی برای چند دقیقه
وقتی خودتان در اوج اضطراب هستید، احتمال اینکه بتوانید با جملات منطقی کودک را آرام کنید کمتر میشود. بنابراین اولین قدم، رسیدگی کوتاه به حال خودتان است. لازم نیست یک ساعت مدیتیشن کنید یا کاملاً آرام شوید. حتی چند دقیقه فاصله گرفتن از محرک اضطراب میتواند کمککننده باشد. میتوانید:
- چند نفس آرام و عمیق بکشید.
- برای چند دقیقه از فضای تنشزا فاصله بگیرید.
- تلفن همراه را کنار بگذارید.
- آب بنوشید.
- کمی راه بروید.
- با همسر یا یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید.
- نگرانیهای خود را روی کاغذ بنویسید.
- اگر اخبار باعث تشدید اضطراب شما میشود، مدتی پیگیری آن را محدود کنید.
یک نکته مهم این است که کودک نباید مسئول آرام کردن والد شود. به جای اینکه جلوی کودک مرتب بگویید «من خیلی میترسم، نمیدونم چی کار کنیم»، بهتر است ابتدا خودتان چند دقیقه فرصت پیدا کنید تا شدت اضطراب کمتر شود.
لازم نیست جلوی کودک وانمود کنید هیچ مشکلی ندارید
پنهان کردن کامل احساسات همیشه بهترین راهکار نیست. اگر کودک متوجه شود شما ناراحت یا مضطرب هستید، اما شما مرتب بگویید «نه، اصلاً چیزی نیست»، ممکن است بیشتر گیج شود. بهتر است احساس خود را متناسب با سن کودک و بدون ایجاد ترس توضیح دهید.
«امروز یک اتفاق نگرانکننده افتاده و من کمی استرس دارم، ولی دارم سعی میکنم آروم باشم.»
این جمله دو پیام مهم دارد: اول اینکه احساس اضطراب طبیعی است و دوم اینکه اضطراب به معنی ناتوان بودن یا در خطر بودن نیست.
چه چیزهایی را جلوی کودک نگوییم؟
گاهی والد قصد ندارد کودک را بترساند، اما صحبتهای روزمره او ناخواسته اضطراب ایجاد میکند.
- نمیدونم آخرش چی میشه.
- همهچی داره خراب میشه
- من خیلی میترسم
- اگه یه اتفاقی برای ما بیفته چی؟
برای کودکی که هنوز توانایی تحلیل شرایط را ندارد، ممکن است بسیار ترسناک باشند. اگر لازم است درباره یک موضوع نگرانکننده صحبت کنید، بهتر است گفتوگو را با بزرگسالان انجام دهید و اطلاعاتی را که کودک واقعاً نیاز دارد، متناسب با سنش در اختیار او قرار دهید.
به کودک اطمینان بدهید، اما قولهای غیرواقعی ندهید
وقتی کودک مضطرب است، طبیعی است که بخواهید بگویید: «هیچ اتفاق بدی نمیافته».
اما در بسیاری از موقعیتها نمیتوانیم چنین تضمینی بدهیم. به جای وعده قطعی، روی چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً قابل کنترل هستند.
«میدونم این موضوع ممکنه نگرانکننده باشه. ما الان کنار هم هستیم و اگر مشکلی پیش بیاد، بزرگترها برای حلش کمک میکنن.»
«لازم نیست همه چیز رو همین الان بدونیم. فعلاً با هم قدمبهقدم پیش میریم.»
این نوع جملات به کودک کمک میکنند احساس کند حتی در شرایط نامطمئن، تنها نیست.
روتین روزانه را تا جای ممکن حفظ کنید
وقتی والد مضطرب است، ممکن است تمام فضای خانه تحت تأثیر نگرانی قرار بگیرد. خواب به هم میریزد، وعدههای غذایی نامنظم میشود و فعالیتهای معمول کنار گذاشته میشوند. در شرایط سخت، حفظ بخشهایی از برنامه روزانه میتواند به کودک احساس ثبات بدهد. ساعت خواب، وعدههای غذایی، بازی، رفتن به مدرسه یا مهدکودک و زمان اختصاصی برای بودن با والد را تا حد امکان منظم نگه دارید.
لازم نیست زندگی کاملاً عادی باشد؛ حتی چند بخش قابل پیشبینی از روز میتواند برای کودک آرامشبخش باشد.
با کودک درباره احساساتش صحبت کنید
وقتی خودتان مضطرب هستید، ممکن است وسوسه شوید سریعاً کودک را آرام کنید و بگویید: «نگران نباش.» اما گاهی بهتر است قبل از آرام کردن، اجازه دهید کودک احساسش را بیان کند.
- تو الان بیشتر از چی میترسی؟
- فکر میکنی چه اتفاقی ممکنه بیفته؟
- چیزی هست که دوست داشته باشی دربارهاش با من حرف بزنی؟
بعد از شنیدن پاسخ کودک، فوراً او را اصلاح یا قضاوت نکنید. اگر گفت «میترسم اتفاق بدی برای تو بیفته»، میتوانید بگویید:
«میفهمم که این فکر میتونه ترسناک باشه. من اینجام و میتونیم درباره نگرانیات با هم حرف بزنیم.»
گاهی کودک بیشتر از اینکه به توضیح طولانی نیاز داشته باشد، به این اطمینان نیاز دارد که احساسش شنیده شده است.
اگر جلوی کودک گریه کردیم چه؟
گریه کردن والد به خودی خود اتفاق بدی نیست. کودکان میتوانند ببینند که بزرگسالان نیز احساسات مختلفی دارند. آنچه اهمیت دارد این است که کودک احساس نکند باید مسئول حال والد باشد. اگر جلوی کودک گریه کردید، میتوانید بعد از آرامتر شدن بگویید:
«مامان امروز خیلی ناراحت بود و گریه کرد. گریه کردن وقتی ناراحتیم اشکالی نداره. من دارم آرومتر میشم و بزرگترها هم برای حل این مشکل کمک میکنن.»
این توضیح به کودک نشان میدهد که احساسات قابل تحمل هستند و بعد از تجربه یک احساس شدید، میتوان دوباره به آرامش برگشت.
به کودک یک «کار قابل انجام» بدهید
اضطراب معمولاً زمانی شدیدتر میشود که فرد احساس کند هیچ کنترلی روی شرایط ندارد. کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر شرایط اجازه میدهد، به کودک کمک کنید روی چیزهایی تمرکز کند که در کنترل او هستند.
- بیا وسایل فردامون رو با هم آماده کنیم.
- بیا بریم کمی قدم بزنیم.
- دوست داری با هم نقاشی بکشیم؟
- بیا برای امشب یک بازی انتخاب کنیم.
فعالیتهای ساده به کودک پیام میدهند که زندگی فقط درباره اتفاق نگرانکننده نیست و هنوز بخشهایی از روز وجود دارند که میتوان آنها را مدیریت کرد.
اگر خودتان دائماً مضطرب هستید، از کودک انتظار آرامش نداشته باشید.
گاهی والد از کودک میخواهد آرام باشد، اما خودش تمام روز نگران است. در حالی که خودش مرتب اخبار را چک میکند، خوابش مختل شده یا دائماً درباره بدترین اتفاق ممکن صحبت میکند. بهتر است به جای تلاش برای حذف اضطراب کودک، الگوی سالمی از مدیریت اضطراب به او نشان دهید.
مثلاً بگویید:
«من هم نگرانم، برای همین دارم چند دقیقه استراحت میکنم و بعد دوباره به کارهامون میرسم»
کودک از این طریق یاد میگیرد که اضطراب احساسی است که میتوان آن را مدیریت کرد، نه خطری که باید از آن فرار کرد.
اگر اضطراب من خیلی شدید باشد، چه؟
اگر اضطراب شما آنقدر شدید است که بیشتر روزها درگیر نگرانی هستید، خواب یا اشتهایتان تغییر کرده، تمرکز برایتان دشوار شده، مرتب بدترین اتفاقها را تصور میکنید یا احساس میکنید دیگر نمیتوانید مسئولیتهای روزمره را مثل قبل انجام دهید، بهتر است این موضوع را جدی بگیرید.
گاهی والد آنقدر روی آرام کردن کودک تمرکز میکند که فراموش میکند خودش نیز به حمایت نیاز دارد. کمک گرفتن از روانشناس یا روانپزشک میتواند به شما کمک کند ریشه اضطراب را بشناسید و راهکارهای مناسب برای مدیریت آن پیدا کنید.
کمک گرفتن از متخصص به معنی ناتوان بودن شما در نقش والد نیست. برعکس، مراقبت از سلامت روان خودتان یکی از راههای مراقبت بهتر از فرزندتان است.
چه زمانی اضطراب کودک هم نیاز به بررسی دارد؟
اگر متوجه شدید اضطراب کودک فقط به یک موقعیت خاص محدود نیست و در بخشهای مختلف زندگی او دیده میشود، بهتر است با متخصص مشورت کنید. برای مثال اگر کودک:
- مرتب از اتفاقات بد میترسد؛
- به شکل مداوم به والد میچسبد و نمیتواند از او جدا شود؛
- دچار اختلال خواب یا کابوسهای مکرر شده است؛
- مرتب از دلدرد، سردرد یا علائم اضطراب جسمی بدون علت مشخص شکایت میکند؛
- از مدرسه یا فعالیتهای معمول خود اجتناب میکند؛
- به دلیل ترس و نگرانی نمیتواند بازی یا فعالیتهای روزمره را انجام دهد؛
- به شکل قابل توجهی گوشهگیر یا تحریکپذیر شده است؛
- یا اضطراب او برای مدت طولانی ادامه دارد و زندگی روزمرهاش را مختل کرده است،
بهتر است از روانشناس کودک یا متخصص اطفال کمک بگیرید.
همچنین اگر احساس میکنید اضطراب خودتان باعث شده نتوانید به شکل معمول از کودک مراقبت کنید، بهتر است برای دریافت حمایت حرفهای اقدام کنید.
جمعبندی
قرار نیست برای آرام کردن فرزندتان همیشه آرام، قوی و بدون نگرانی باشید. شما هم انسان هستید و ممکن است در شرایط سخت بترسید، گریه کنید یا مضطرب شوید.
آنچه کودک بیش از همه نیاز دارد، والدی نیست که هرگز نگران نمیشود؛ بلکه والدی است که میتواند با وجود نگرانی، احساس امنیت ایجاد کند.احساس خود را انکار نکنید، اما تمام اضطراب خود را نیز روی دوش کودک نگذارید. قبل از صحبت با او، اگر لازم است چند دقیقه خودتان را آرام کنید. درباره احساسات با زبان ساده و متناسب با سن کودک صحبت کنید، اخبار و محتوای اضطرابآور را مدیریت کنید، برنامه روزانه را تا حد امکان حفظ کنید و به کودک فرصت دهید درباره ترسهایش حرف بزند.و مهمتر از همه، اگر اضطراب شما شدید و مداوم شده است، کمک گرفتن را به تعویق نیندازید. مراقبت از خودتان بخشی از مراقبت از فرزندتان است.
حالا شما بگویید: وقتی خودتان خیلی مضطرب هستید، فرزندتان معمولاً چه واکنشی نشان میدهد؟ آیا متوجه اضطراب شما میشود یا خودش هم مضطرب میشود؟














ارسال پاسخ
نمایش دیدگاه ها