«این مال منه! خودش برداشت! پس نمیدم!»
فهرست مطالب
- چرا خواهر و برادرها بر سر مالکیت وسایل دعوا میکنند؟
- اول مشخص کنید وسیله واقعاً متعلق به چه کسی است!
- آیا باید بچهها را مجبور کنیم وسایلشان را با هم شریک شوند؟
- وقتی هر دو کودک یک وسیله را میخواهند، چه کنیم؟
- چه زمانی اجازه بدهیم خودشان دعوا را حل کنند؟
- وقتی دعوا شدید شد، چه کار کنیم؟
- اگر یکی از بچهها همیشه وسایل دیگری را برمیدارد چه کنیم؟
- والدین چه کارهایی را بهتر است انجام ندهند؟
- چه زمانی دعوای خواهر و برادر نگرانکننده است؟
اگر در خانه چند کودک دارید، احتمالاً بارها شاهد چنین صحنهای بودهاید؛ دو خواهر و برادر که برای یک ماشین اسباببازی، عروسک، تبلت، مداد رنگی یا حتی یک بالش با هم بحث میکنند و هرکدام اصرار دارند که وسیله متعلق به آنهاست. گاهی دعوا آنقدر بالا میگیرد که والدین ناچار میشوند وارد ماجرا شوند.
اما آیا دعوا بر سر وسایل نشانه حسادت یا خودخواهی کودکان است؟ لزوماً نه. اختلاف بین خواهر و برادرها بخشی طبیعی از زندگی خانوادگی است و میتواند فرصتی برای یادگیری مهارتهایی مانند مذاکره، حل مسئله، رعایت مرزهای دیگران و کنترل هیجان باشد. آکادمی اطفال آمریکا نیز تأکید میکند که کودکان از رابطه با خواهر و برادرهای خود، از جمله نحوه حل اختلاف و احترام گذاشتن به یکدیگر، مهارتهای مهمی یاد میگیرند.
با این حال، طبیعی بودن دعوا به این معنا نیست که والدین باید هر نوع رفتاری را نادیده بگیرند. وقتی اختلاف از «این اسباببازی مال من است» به توهین، تهدید یا کتککاری تبدیل میشود، والدین باید مداخله کنند.
چرا خواهر و برادرها بر سر مالکیت وسایل دعوا میکنند؟
برای بزرگسالان ممکن است اختلاف بر سر یک اسباببازی کوچک بیاهمیت به نظر برسد، اما برای کودک موضوع میتواند کاملاً جدی باشد.
کودک در سالهای اولیه زندگی هنوز در حال یادگیری مفاهیمی مانند مالکیت، نوبت، اشتراکگذاری و درک دیدگاه دیگران است. به همین دلیل ممکن است تصور کند اگر وسیلهای را میخواهد، باید همین حالا آن را در اختیار داشته باشد.
از طرف دیگر، دعوا همیشه فقط درباره خود وسیله نیست. گاهی کودک با گرفتن اسباببازی خواهر یا برادرش در واقع به دنبال توجه والدین، احساس قدرت یا تأیید شدن است. پژوهشها نیز نشان میدهند که تعارض بین خواهر و برادر میتواند فرصتی برای تمرین حل مسئله باشد و کیفیت رابطه میان آنها بر نحوه مدیریت این اختلافها تأثیر میگذارد.
بنابراین بهتر است قبل از اینکه به کودک برچسب «خودخواه» یا «لجباز» بزنیم، ببینیم پشت دعوا چه نیازی وجود دارد.

اول مشخص کنید وسیله واقعاً متعلق به چه کسی است!
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که در همه اختلافها میگویند:
«بچهها، با هم استفاده کنید!»
اما همه وسایل لزوماً مشترک نیستند.
اگر یک اسباببازی هدیه تولد یکی از کودکان بوده، منطقی است که مالکیت آن متعلق به همان کودک باشد. کودک دیگر میتواند درخواست کند با آن بازی کند، اما صاحب وسیله حق دارد در مورد استفاده از آن تصمیم بگیرد.
در مقابل، بعضی وسایل واقعاً خانوادگی هستند؛ مثلاً یک بازی رومیزی، توپ، وسایل نقاشی یا وسیلهای که والدین برای استفاده مشترک خریدهاند.
بنابراین از ابتدا سه دسته را مشخص کنید:
وسایل شخصی: متعلق به یک کودک هستند و دیگران برای استفاده از آنها باید اجازه بگیرند.
وسایل مشترک: همه اعضای خانواده میتوانند از آنها استفاده کنند و باید قوانین مشترکی داشته باشند.
وسایل محدود: وسایلی که تعدادشان کم است یا فقط در زمان مشخصی قابل استفادهاند؛ مثل تبلت، کنسول بازی یا تلویزیون.
این مرزبندی ساده میتواند بسیاری از دعواهای روزمره را کاهش دهد.
آیا باید بچهها را مجبور کنیم وسایلشان را با هم شریک شوند؟
نه همیشه. آموزش «اشتراکگذاری» مهم است، اما کودک باید در کنار آن مفهوم مالکیت و حق انتخاب را هم یاد بگیرد. فرض کنید یک عروسک متعلق به دخترتان است و پسر شما میخواهد با آن بازی کند. به جای اینکه بگویید:
«تو که دیگه باهاش بازی نمیکنی، بده به برادرت»!
میتوانید بگویید:
«این عروسک مال خواهرت است. اگر میخواهی با آن بازی کنی، از او اجازه بگیر.»
این جمله به هر دو کودک پیام مهمی میدهد؛ داشتن وسیله شخصی حق کودک است و برای استفاده از وسایل دیگران باید اجازه گرفت.
در عین حال، والدین میتوانند کودکان را به همکاری و قرض دادن تشویق کنند، بدون اینکه آنها را مجبور به واگذاری وسیله شخصی کنند.
وقتی هر دو کودک یک وسیله را میخواهند، چه کنیم؟
فرض کنید هر دو کودک همزمان یک ماشین اسباببازی را میخواهند و هر دو میگویند:
«اول من برداشتم!»
در این شرایط، به جای اینکه فوراً قاضی شوید و مشخص کنید چه کسی «برنده» است، ابتدا احساسات آنها را آرام کنید. مثلاً بگویید:
«میبینم هر دوتون این ماشین رو میخواید».
بعد راهحلهایی پیشنهاد دهید:
- یکی اول بازی کند و دیگری بعد از او.
- زمان بازی را با تایمر مشخص کنید.
- بازی مشترکی طراحی کنند که هر دو بتوانند در آن حضور داشته باشند.
- اگر هیچکدام حاضر به همکاری نیستند، وسیله برای مدتی کنار گذاشته شود.
آکادمی اطفال آمریکا پیشنهاد میکند در اختلافهای ساده، اگر کودکان از نظر سنی و رشدی توانایی حل مسئله دارند، فرصت بدهیم ابتدا خودشان راهحل پیدا کنند. استفاده از تایمر برای نوبتگیری نیز میتواند در دعوا بر سر اسباببازی مفید باشد.
«تو بزرگتری، تو کوتاه بیا»؛ چرا این جمله همیشه مناسب نیست؟
یکی از رایجترین واکنشهای والدین این است که از کودک بزرگتر انتظار داشته باشند همیشه کوتاه بیاید:
«تو بزرگتری، بده به خواهرت.»
این کار شاید در همان لحظه دعوا را تمام کند، اما اگر دائماً تکرار شود، ممکن است کودک بزرگتر احساس کند نیازها و حق او کمتر از خواهر یا برادرش اهمیت دارد. عدالت در خانواده همیشه به معنای برابر بودن نتیجه نیست؛ بلکه باید به معنای رعایت حق و نیاز هر کودک باشد.
برای مثال، ممکن است کودک بزرگتر به دلیل سنش زمان بیشتری برای استفاده از یک بازی داشته باشد و کودک کوچکتر برای استفاده از وسیلهای دیگر محدودیت متفاوتی داشته باشد.
بهتر است به جای «تو بزرگتری، پس کوتاه بیا» بگوییم:
«بیایید ببینیم چطور میتونیم راهی پیدا کنیم که حق هر دوتون رعایت بشه».
چه زمانی اجازه بدهیم خودشان دعوا را حل کنند؟
والدین لازم نیست در هر اختلاف کوچکی وارد شوند. اگر کودکان فقط درباره اینکه چه کسی اول بازی کند بحث میکنند و هیچکس در معرض آسیب نیست، میتوان کمی فاصله گرفت و فرصت داد خودشان مذاکره کنند. میتوانید بگویید:
«من میدونم هر دوتون این وسیله رو میخواید. اول خودتون ببینید چه راهی پیدا میکنید که هر دو راضی باشید».
این کار به آنها فرصت میدهد مهارت حل مسئله را تمرین کنند.
مطالعات مربوط به تعامل خواهر و برادرها نشان دادهاند که کودکان میتوانند در جریان اختلاف، از راهبردهای سازنده برای رسیدن به توافق استفاده کنند؛ بهویژه زمانی که رابطه آنها مثبت باشد.
البته اگر اختلاف به کتککاری، تهدید، تخریب وسایل یا آسیب عاطفی شدید برسد، دیگر زمان «خودشان حل کنند» نیست و والد باید مداخله کند.
وقتی دعوا شدید شد، چه کار کنیم؟
اگر دو کودک در اوج عصبانیت هستند، توضیح دادن درباره عدالت و مالکیت احتمالاً نتیجه چندانی ندارد. ابتدا باید تنش را پایین آورد.
۱. جلوی آسیب را بگیرید.
اگر کودک دیگری را میزند، هل میدهد یا وسیلهای را به سمت او پرتاب میکند، آرام اما قاطع مداخله کنید:
«من اجازه نمیدم همدیگه رو بزنید.»
۲. کودکان را از موقعیت جدا کنید.
گاهی چند دقیقه فاصله گرفتن از یکدیگر به کودکان کمک میکند آرام شوند.
۳. بعد از آرام شدن درباره اتفاق صحبت کنید.
از هر کودک جداگانه بپرسید:
- چه اتفاقی افتاد؟
- تو چی میخواستی؟
- فکر میکنی خواهرت چی میخواست؟
هدف پیدا کردن «مقصر» نیست؛ هدف این است که کودکان یاد بگیرند دیدگاه طرف مقابل را هم در نظر بگیرند.
۴. راهحل را با مشارکت خودشان پیدا کنید.
«حالا سه راه برای حل این مشکل پیدا کنیم. کدومش برای هر دوتون بهتره؟»
این روش به جای وابسته کردن کودک به داوری والد، مهارت حل تعارض را تقویت میکند.
اگر یکی از بچهها همیشه وسایل دیگری را برمیدارد چه کنیم؟
اگر این رفتار تکرار میشود، به جای تنبیههای مکرر، قانون روشنی تعیین کنید:
«هر وسیلهای که مال تو نیست، قبل از برداشتنش باید اجازه بگیری».
اگر کودک بدون اجازه وسیله را برداشت، پیامد باید مشخص و مرتبط با رفتار باشد. برای مثال، وسیلهای که به دلیل دعوا از آن استفاده نادرست شده، میتواند برای مدتی کنار گذاشته شود.
محققان نیز توصیه میکنند پیامد رفتار کودک تا حد امکان با همان رفتار مرتبط و قابل پیشبینی باشد و بعد از اجرای پیامد، والد دوباره ارتباط مثبت را برقرار کند.
در عین حال، وقتی کودک منتظر نوبت میماند، اجازه میگیرد یا وسیلهای را با خواهر یا برادرش به اشتراک میگذارد، همان رفتار مثبت را مشخصاً تحسین کنید:
«دیدم قبل از برداشتنش اجازه گرفتی. این کار خیلی محترمانه بود.»
چند قانون ساده برای کاهش دعوای خواهر و برادرها
بهتر است قوانین خانه کوتاه و برای کودکان قابل فهم باشند:
- قانون اول: وسایل شخصی بدون اجازه برداشته نمیشوند.
- قانون دوم: وسایل مشترک نوبتی استفاده میشوند.
- قانون سوم: هیچکس اجازه ندارد برای گرفتن وسیله، دیگری را بزند یا هل بدهد.
- قانون چهارم: اگر دو نفر یک وسیله را میخواهند، میتوانند نوبت تعیین کنند.
- قانون پنجم: اگر نمیتوانند به توافق برسند، وسیله برای مدتی کنار گذاشته میشود.
قوانین وقتی مؤثرترند که والدین آنها را در زمان آرامش مشخص کنند، نه درست وسط دعوا.
والدین چه کارهایی را بهتر است انجام ندهند؟
چند واکنش ممکن است بهجای حل مشکل، رقابت بین کودکان را بیشتر کند:
- همیشه طرف یک کودک را گرفتن
- مقایسه کردن آنها با یکدیگر
- گفتن «تو همیشه دردسر درست میکنی».
- مجبور کردن کودک به بخشیدن وسیله شخصی
- خندیدن به ناراحتی یکی از کودکان
- مجبور کردن آنها به عذرخواهی فوری وقتی هنوز عصبانی هستند
- تهدید و تنبیه شدید برای هر اختلاف کوچک
کودکان از نحوه برخورد والدین با اختلافها الگو میگیرند. بنابراین آرام ماندن والدین و نشان دادن شیوه محترمانه حل اختلاف، خودش بخشی از آموزش است.
چه زمانی دعوای خواهر و برادر نگرانکننده است؟
اختلافهای معمولی بین خواهر و برادرها طبیعی هستند؛ اما اگر دعواها مکرر، شدید و همراه با آسیب فیزیکی یا روانی باشند، نباید آنها را صرفاً «بچهبازی» تلقی کرد.
اگر یک کودک دائماً دیگری را میترساند، تهدید میکند، تحقیر میکند، آسیب میزند یا عمداً وسایل او را خراب میکند، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.
همچنین اگر یکی از کودکان بهطور مداوم از خواهر یا برادرش میترسد، از حضور در خانه مضطرب میشود یا تغییر قابل توجهی در خواب، خلق، رفتار یا عملکرد مدرسه او ایجاد شده است، مشورت با روانشناس کودک یا متخصص مربوط میتواند کمککننده باشد. آکادمی اطفال آمریکا نیز میان اختلافهای معمول خواهر و برادر و رفتارهای آسیبزا تفاوت قائل میشود و در صورت تهدید سلامت جسمی یا عاطفی کودک، مداخله والدین را ضروری میداند.
جمعبندی
قرار نیست خانهای داشته باشیم که خواهر و برادرها هیچوقت با هم اختلاف نداشته باشند. هدف تربیت این نیست که همه دعواها را حذف کنیم؛ هدف این است که کودکان یاد بگیرند چگونه با اختلافهایشان بدون آسیب زدن به یکدیگر کنار بیایند.
دعوای بر سر مالکیت وسایل میتواند فرصتی برای آموزش مفاهیمی مانند «مال من»، «مال تو»، «اجازه گرفتن»، «نوبت»، «مذاکره» و «احترام به مرزهای دیگران» باشد.
والدین هم لازم نیست همیشه قاضی دعوا باشند. گاهی کافی است قوانین روشنی داشته باشند، هنگام خطر مداخله کنند و در سایر موارد به کودکان فرصت دهند خودشان راهحل پیدا کنند.
در نهایت، مهمترین پیام برای کودک این است:
«احساس تو مهم است، اما برای رسیدن به چیزی که میخواهی، حق نداری به دیگری آسیب بزنی.»














ارسال پاسخ
نمایش دیدگاه ها