«مامان، دوباره ممکنه این اتفاق بیفته؟»
فهرست مطالب
- چرا کودک یک سؤال را بارها تکرار میکند؟
- جواب کوتاه، ساده و متناسب با سن کودک بدهید.
- به کودک اطمینان بدهید، اما قول غیرواقعی ندهید.
- اگر اتفاق را از رسانهها شنیده، میزان اخبار را محدود کنید.
- چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
چند دقیقه بعد دوباره همان سؤال را میپرسد. جوابش را میدهید، اما کمی بعد بازمیگردد: «پس کسی آسیب نمیبینه؟ مطمئنی؟»
وقتی کودک درباره یک اتفاق ترسناک، خبر بد، بیماری، مرگ، حادثه یا حتی چیزی که از دیگران شنیده است، مدام سؤال میکند، ممکن است والدین ابتدا فکر کنند کودک بیش از حد کنجکاو شده یا عمداً میخواهد درباره یک موضوع ناراحتکننده صحبت کند. اما در بسیاری از موارد، سؤالهای تکراری نشانه این است که کودک هنوز نتوانسته اتفاق را برای خودش قابلفهم و قابلتحمل کند.
تکرار سؤال میتواند تلاشی برای گرفتن اطمینان و پیدا کردن احساس امنیت باشد. متخصصان نیز تأکید میکنند که بعد از یک اتفاق ترسناک، پرسیدن مکرر سؤال میتواند یکی از واکنشهای طبیعی کودکان باشد.
چرا کودک یک سؤال را بارها تکرار میکند؟
کودک ممکن است پاسخ شما را شنیده باشد، اما هنوز از نظر عاطفی با آن کنار نیامده باشد. برای مثال، وقتی میپرسد «آیا ممکنه دوباره اتفاق بیفته؟»، شاید در واقع میخواهد بداند:
- آیا من و خانوادهام امن هستیم؟
- آیا ممکن است مامان یا بابا را از دست بدهم؟
- آیا اتفاق مشابهی برای من رخ میدهد؟
- آیا بزرگترها میتوانند از من مراقبت کنند؟
- اگر دوباره اتفاق بیفتد، من باید چه کار کنم؟
بهخصوص کودکان کمسنتر هنوز توانایی کامل برای درک احتمال، زمان و آینده را ندارند. به همین دلیل ممکن است یک اتفاق را در ذهن خود بزرگتر یا نزدیکتر از چیزی که واقعاً هست تصور کنند.
از طرف دیگر، تکرار سؤال میتواند بخشی از روند پردازش اتفاق باشد. کودک ممکن است هر بار از زاویهای جدید به همان موضوع نگاه کند و با پرسیدن دوباره، اطلاعات را بهتر در ذهنش مرتب کند.

اول از همه، به جای جواب دادن سریع، بفهمید کودک دقیقاً از چه چیزی میترسد
وقتی کودک برای چندمین بار درباره یک اتفاق سؤال میکند، طبیعی است که والد خسته شود و بگوید: «که بهت گفتم! چرا دوباره میپرسی؟»
اما قبل از پاسخ دادن، یک سؤال ساده میتواند خیلی کمککننده باشد: «بیشتر از کدوم قسمت این اتفاق میترسی؟»
«وقتی به این اتفاق فکر میکنی، نگران چه چیزی میشی؟»
ممکن است متوجه شوید نگرانی کودک با تصور شما کاملاً متفاوت است. مثلاً کودک درباره یک خبر ناراحتکننده مدام میپرسد «آیا دوباره اتفاق میافتد؟» اما ترس واقعی او این است که مبادا شب هنگام والدینش کنار او نباشند. پس به جای اینکه فقط درباره خود اتفاق توضیح بدهید، باید به ترس پشت سؤال پاسخ دهید.
جواب کوتاه، ساده و متناسب با سن کودک بدهید.
یکی از اشتباههای رایج این است که والد برای آرام کردن کودک، اطلاعات زیادی ارائه میدهد.
اگر کودک درباره یک حادثه سؤال کرده، لازم نیست تمام جزئیات، تصاویر یا علتهای مختلف آن را برایش توضیح دهید. اطلاعات بیش از حد، مخصوصاً برای کودکان کمسن، ممکن است اضطراب را بیشتر کند.
آکادمی اطفال آمریکا توصیه میکند والدین ابتدا بفهمند کودک چه چیزی شنیده و سپس اطلاعات را به اندازهای که متناسب با سن و درک اوست ارائه کنند؛ همچنین بهتر است از جزئیات گرافیکی و تصاویر ناراحتکننده دوری شود.
به کودک اطمینان بدهید، اما قول غیرواقعی ندهید.
گاهی والد برای آرام کردن کودک میگوید: «اصلاً هیچ اتفاق بدی برای ما نمیافتد».
این جمله از روی محبت گفته میشود، اما واقعیت این است که هیچکس نمیتواند چنین تضمینی بدهد. بهتر است به جای وعدهای که امکان تضمین آن وجود ندارد، روی امنیت فعلی و اقدامهای واقعی تمرکز کنید.
- میفهمم که نگران شدی. الان ما کنار هم هستیم و کارهایی را که لازم است برای مراقبت از خودمان انجام میدهیم.
- هیچکس نمیتواند آینده را صددرصد پیشبینی کند، اما اگر اتفاقی بیفتد، بزرگترها برای کمک و مراقبت از تو هستند.
این نوع پاسخ هم صادقانه است و هم به کودک کمک میکند با مقداری از عدم قطعیت زندگی کنار بیاید. متخصص کودک و نوجوان، کلارک گلدستین، نیز بر پرهیز از اطمینانبخشی غیرواقعی و کمک به کودک برای تحمل عدم قطعیت تأکید کرده است.
«هدف این نیست که اضطراب را کاملاً از بین ببریم؛ هدف این است که به کودک کمک کنیم آن را مدیریت کند.» — دکتر کلارک گلدستین، روانشناس کودک و نوجوان.
اگر باز هم همان سؤال را پرسید، عصبانی نشوید
تکرار سؤال معمولاً با یک پاسخ منطقی کاملاً برطرف نمیشود؛ چون مشکل همیشه کمبود اطلاعات نیست، بلکه گاهی اضطراب است. بنابراین اگر کودک دوباره پرسید، میتوانید پاسخ را کوتاه کنید؛ «همانطور که گفتیم، الان در امنیت هستیم.»
سپس اضافه کنید: «فکر کنم هنوز کمی نگرانی. دوست داری درباره چیزی که ترسوندت حرف بزنیم؟»
این کار بهتر از این است که هر بار وارد یک گفتوگوی طولانی درباره تمام احتمالات شوید. اگر کودک صرفاً برای گرفتن اطمینان، یک سؤال را بارها و با شکلهای مختلف تکرار میکند، پاسخهای طولانی و بیپایان ممکن است فقط برای مدت کوتاهی او را آرام کنند و چرخه سؤال و اطمینانخواهی را ادامه دهند. در چنین شرایطی، پاسخ کوتاه، آرام و ثابت میتواند مفیدتر باشد.
اجازه دهید احساسش را بیان کند
گاهی والد فقط میخواهد کودک «دیگر به آن اتفاق فکر نکند». اما احساس ترس با دستور دادن از بین نمیرود. به جای جملاتی مثل:
«دیگه بهش فکر نکن.»
«اینقدر نترس.»
«چیزی نیست.»
بگویید:
«میفهمم چرا این موضوع ترسوندهات.»
«طبیعیه که بعد از شنیدن چنین چیزی سؤال داشته باشی.»
«هر وقت چیزی ذهنت رو نگران کرد، میتونی با من حرف بزنی.»
دکتر دیوید شونفلد، متخصص اطفال و مدیر مرکز ملی بحران و سوگ مدرسهای، در راهنمای آکادمی اطفال آمریکا تأکید میکند که پیام اصلی والد برای کودک میتواند این باشد؛ «اشکالی ندارد اگر این چیزها ناراحتت میکنند.»
همین جمله ساده به کودک میگوید که احساس ترس او عجیب یا ممنوع نیست.
اگر اتفاق را از رسانهها شنیده، میزان اخبار را محدود کنید.
یکی از دلایل تکرار سؤال در کودکان، مواجهه مداوم با تصاویر و اخبار است.
ممکن است کودک یک بار خبر یک حادثه را بشنود، اما بعد بارها همان اتفاق را از تلویزیون، تلفن همراه، شبکههای اجتماعی یا گفتوگوی بزرگترها ببیند. در این حالت، ذهن کودک فرصت فاصله گرفتن از موضوع را پیدا نمیکند.
به همین دلیل، بهتر است:
- اخبار ناراحتکننده را در حضور کودک دنبال نکنید.
- تصاویر و ویدئوهای ترسناک را به او نشان ندهید.
- اگر کودک در معرض خبری قرار گرفت، ابتدا بپرسید چه چیزی فهمیده است.
- اطلاعات نادرست را اصلاح کنید.
- اجازه ندهید کودک دائماً برای پیدا کردن پاسخ، اخبار را جستوجو کند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز محدود کردن مواجهه کودکان با پوشش رسانهای ناراحتکننده و تصاویر گرافیکی را توصیه میکند.
بعد از گفتوگو، زندگی عادی را ادامه دهید
برای کودک، بازگشت به فعالیتهای روزمره میتواند خودش یک پیام آرامشبخش باشد.
بازی کردن، رفتن به مدرسه، غذا خوردن در زمان معمول، خواب منظم، وقت گذراندن با والدین و انجام فعالیتهای مورد علاقه، به کودک کمک میکند احساس کند زندگی هنوز قابل پیشبینی است.
لازم نیست هر بار که کودک درباره اتفاق بد سؤال میکند، ساعتها درباره آن صحبت کنید. گاهی یک پاسخ کوتاه، یک آغوش و سپس برگشتن به فعالیت معمول روزانه، بهترین واکنش است.
چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
اگر سؤالهای کودک برای چند روز یا مدت طولانی ادامه پیدا کرد، بهتنهایی به معنای وجود اختلال اضطرابی نیست. اما باید به تأثیر این نگرانی بر زندگی کودک توجه کرد.
اگر در کنار پرسشهای مکرر، نشانههایی مانند اختلال خواب، کابوس، ترس شدید از جدا شدن از والدین، امتناع از مدرسه، افت تمرکز، تغییر قابلتوجه در اشتها، شکایتهای جسمی مکرر مثل دلدرد یا سردرد، کنارهگیری، تحریکپذیری یا ترسهایی مشاهده میکنید که فعالیتهای معمول کودک را مختل کردهاند، بهتر است با پزشک کودک یا روانشناس کودک مشورت کنید.
اگر کودک خودش آن اتفاق را تجربه کرده یا شاهد مستقیم یک حادثه شدید بوده است، حساسیت بیشتری لازم است؛ در این شرایط، ارزیابی متخصص میتواند مشخص کند آیا واکنشهای کودک در محدوده طبیعی قرار دارند یا به حمایت بیشتری نیاز دارد.
جمعبندی
وقتی کودک مدام درباره یک اتفاق بد سؤال میکند، اولین واکنش ما نباید این باشد که «چرا دوباره پرسیدی؟»
گاهی کودک سؤال را تکرار میکند چون هنوز احساس امنیت نکرده است، نه اینکه جواب شما را نفهمیده باشد.
بهترین کار این است که ابتدا بفهمیم دقیقاً از چه چیزی میترسد، پاسخهایی کوتاه و متناسب با سنش بدهیم، احساساتش را جدی بگیریم، از اطمینانبخشی غیرواقعی و جزئیات ترسناک دوری کنیم و تا حد امکان روال عادی زندگی را حفظ کنیم.
اگر نگرانی کودک بهمرور شدیدتر شد یا خواب، مدرسه، بازی، روابط و زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار داد، کمک گرفتن از متخصص میتواند قدم مهمی باشد.
اگر فرزند شما هم مدام درباره یک اتفاق بد سؤال میکند، معمولاً چه چیزی پشت این سؤالهاست؛ کنجکاوی، ترس یا نیاز به اطمینان؟














ارسال پاسخ
نمایش دیدگاه ها