پدرها بخوانند/ چرا نقش شما برای کودک مهم است؟

ماماگرام: مدرسه ها باز شده و کودک لباس پوشیده، کیفش آماده است، اما از دیشب چند بار گفته: «بابا، تو هم میای؟» یا درست زمانی که قرار است از خانه بیرون بروید، ناگهان دلش درد می‌گیرد و می‌گوید: «من نمی‌خوام برم مدرسه!»

فهرست مطالب

  • چرا حضور پدر در روزهای اول مدرسه مهم است؟
  • باباها دقیقاً چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟
  • باباها چه چیزهایی نگویند؟
  • اگر کودک روزهای اول گریه کرد چه کنیم؟
  • چه وقت از متخصص کمک بگیریم؟

در چنین لحظه‌ای معمولاً مادر بیشتر درگیر آرام کردن کودک می‌شود؛ اما نقش پدر را هم نباید دست‌کم گرفت. پدر می‌تواند با حضور آرام، گفت‌وگوی کوتاه و همراهی درست، به کودک پیام مهمی بدهد: «این موقعیت جدیده، اما تو از پسش برمیای و من کنارت هستم.»

پژوهش‌ها نشان می‌دهند مشارکت و رابطه مثبت پدر با کودک با برخی جنبه‌های سلامت روان و تنظیم هیجان کودک ارتباط دارد؛ البته این رابطه به کیفیت تعامل و شرایط خانواده نیز وابسته است.

چرا حضور پدر در روزهای اول مدرسه مهم است؟

شروع مدرسه برای کودک فقط عوض شدن برنامه روزانه نیست؛ یک تجربه جدید اجتماعی و عاطفی است. کلاس جدید، معلم جدید، دوستان جدید و جدا شدن از والدین می‌تواند باعث نگرانی شود.

در این شرایط، کودک بیش از آنکه به یک سخنرانی طولانی درباره «ترس نداشتن» نیاز داشته باشد، به یک بزرگسال آرام و قابل اتکا نیاز دارد. پدر می‌تواند بخشی از این نقش را بر عهده بگیرد؛ نه با اینکه اضطراب کودک را کاملاً از بین ببرد، بلکه با کمک به او برای شناختن و مدیریت این احساس.

باباها دقیقاً چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟

۱. چند دقیقه فقط با کودک حرف بزنید

لازم نیست گفت‌وگو رسمی یا طولانی باشد. هنگام آماده کردن کیف یا قبل از خواب بپرسید:

  • فردا بیشتر منتظر چه چیزی هستی؟
  • فکر می‌کنی کدوم قسمت فردا ممکنه برات سخت باشه؟

اگر کودک گفت «می‌ترسم تنها بمونم»، سریع جواب ندهید که «چیزی برای ترسیدن نیست». ابتدا احساسش را بشنوید و بعد درباره راه‌حل صحبت کنید.

۲. به جای اطمینان دادنِ افراطی، اعتماد ایجاد کنید

گفتن «مطمئن باش هیچ اتفاق بدی نمی‌افته» همیشه آرامش‌بخش نیست؛ چون هیچ‌کس نمی‌تواند آینده را کاملاً پیش‌بینی کند. بهتر است بگویید:

«ممکنه فردا یه چیزهایی برات جدید باشه، اما اگر چیزی سخت شد، می‌تونی از معلم کمک بگیری و بعد هم برای من تعریفش کنی».

این پیام به کودک یاد می‌دهد که برای مقابله با موقعیت‌های جدید توانایی دارد.

۳. پدر می‌تواند بخشی از آماده‌سازی صبح را بر عهده بگیرد

صبح روز مدرسه، لازم نیست تمام مسئولیت آماده کردن کودک بر عهده مادر باشد.

پدر می‌تواند صبحانه را آماده کند، همراه کودک کیفش را بررسی کند، بند کفش‌هایش را ببندد یا مسیر مدرسه را با او مرور کند. همین فعالیت‌های ساده، حضور پدر را از یک «همراه تشریفاتی» به بخشی واقعی از فرایند آماده شدن کودک تبدیل می‌کند.

۴. اگر امکان دارد، چند روز اول همراه کودک باشید

برای بعضی کودکان، جدا شدن از والدین دشوارتر از خود مدرسه است. اگر شرایط خانواده اجازه می‌دهد، حضور پدر در مسیر مدرسه یا همراهی تا ورودی می‌تواند تجربه انتقال را آرام‌تر کند.

البته خداحافظی طولانی معمولاً کمکی نمی‌کند. بهتر است خداحافظی کوتاه، گرم و قابل پیش‌بینی باشد:

«من می‌دونم امروز برات جدیده. تو می‌تونی از پسش بربیای. بعد از مدرسه می‌بینمت».

۵. احساسات خودتان را مدیریت کنید

گاهی کودک تنها از رفتار مستقیم پدر اضطراب نمی‌گیرد؛ بلکه نگرانی والدین را هم از لحن، چهره و رفتارشان متوجه می‌شود. اگر پدر مرتب بگوید «نکنه مدرسه اذیتش کنن؟»، «نکنه گریه کنه؟» یا «نکنه نتونه با کسی دوست بشه؟»، ممکن است ناخواسته نگرانی کودک بیشتر شود.

این موضوع به معنای پنهان کردن احساسات والدین نیست؛ بلکه بهتر است نگرانی بزرگسالان در گفت‌وگوهای بزرگسالانه مدیریت شود، نه مقابل کودک.

پژوهش‌ها نیز ارتباط میان اضطراب و استرس والدین و برخی پیامدهای عاطفی و رفتاری کودکان را نشان داده‌اند؛ بنابراین آرامش والدین بخشی از فضای روانی خانه است.

۶. بعد از مدرسه، فقط درباره نمره و عملکرد سؤال نکنید

وقتی کودک از مدرسه برگشت، به جای اینکه اولین سؤال این باشد که «خوب بودی؟» یا «معلم چیزی نگفت؟»، بپرسید:

  • امروز کدوم قسمت مدرسه برات جالب بود؟
  • با چه کسی حرف زدی؟
  • چه چیزی برات سخت بود؟

این نوع گفت‌وگو به کودک نشان می‌دهد تجربه و احساس او مهم است، نه فقط عملکرد تحصیلی‌اش.

باباها چه چیزهایی نگویند؟

گاهی جمله‌هایی که با هدف قوی کردن کودک گفته می‌شوند، نتیجه برعکس دارند. جمله‌هایی مثل «مگه بچه‌ای که می‌ترسی؟»، «مرد که گریه نمی‌کنه»، «باید خودت از پسش بربیای» یا «این که چیزی نیست» می‌توانند احساس کودک را بی‌اهمیت جلوه دهند.

به جای آن، می‌توان گفت:

  • می‌فهمم یکم نگرانی. شروع یه جای جدید برای خیلی‌ها سخته.
  • اگر ناراحت شدی، اشکالی نداره. می‌تونیم با هم فکر کنیم چطور راحت‌ترش کنیم.

پدر قرار نیست اضطراب را با دستور دادن از بین ببرد؛ قرار است به کودک نشان دهد که احساساتش قابل مدیریت هستند.

اگر کودک روزهای اول گریه کرد چه کنیم؟

گریه روزهای اول مدرسه لزوماً به معنای وجود یک مشکل جدی نیست. کودک ممکن است از والد جدا شود، چند دقیقه گریه کند و بعد با محیط سازگار شود.

در چنین شرایطی، پدر و مادر بهتر است پیام مشابهی داشته باشند و کودک را با جملات متناقض سردرگم نکنند. اگر قرار است کودک وارد مدرسه شود، خداحافظی را طولانی نکنید و به او اطمینان دهید که طبق برنامه دوباره یکدیگر را می‌بینید.

هدف این نیست که کودک هیچ اضطرابی احساس نکند؛ هدف این است که یاد بگیرد با وجود کمی نگرانی، می‌تواند قدم بعدی را بردارد.

چه وقت از متخصص کمک بگیریم؟

اگر اضطراب کودک فقط به روز اول محدود نباشد و در هفته‌های بعد نیز ادامه پیدا کند، بهتر است موضوع جدی‌تر بررسی شود.

امتناع مداوم از رفتن به مدرسه، گریه‌های شدید و تکرارشونده، اختلال قابل توجه در خواب، شکایت‌های جسمی مکرر مانند دل‌درد یا سردرد بدون علت مشخص، حملات شدید اضطراب یا اختلال جدی در فعالیت‌های روزمره می‌تواند نیازمند بررسی توسط روان‌شناس کودک، پزشک یا مشاور مدرسه باشد.

جمع‌بندی

نقش پدر در شروع مدرسه فقط رساندن کودک تا درِ مدرسه نیست. پدر می‌تواند با چند دقیقه گفت‌وگوی واقعی، آماده‌سازی وسایل، همراهی صبحگاهی و مهم‌تر از همه حفظ آرامش خودش، به کودک کمک کند تجربه روز اول را قابل پیش‌بینی‌تر و قابل مدیریت‌تر ببیند.

قرار نیست باباها اضطراب را از زندگی کودک حذف کنند؛ قرار است کنار کودک بایستند و به او یاد بدهند که می‌توان با وجود ترس و نگرانی، قدم بعدی را برداشت.

سؤال از شما
باباها، روز اول مدرسه فرزندتان چه کاری انجام دادید که به او آرامش بدهد؟ تجربه‌تان را با ما و دیگر والدین به اشتراک بگذارید.آیا پدر باید کودک را مجبور کند که نترسد؟

سوالات متداول

پشتیبانی تخصصی ماماگرام

کارشناسان ما 24/7 آماده پاسخگویی به سوالات و دریافت نسخه‌های شما هستند

ارتباط از طریق پلتفرم‌های پیام‌رسان
پاسخگویی 24 ساعته | 7 روز هفته