تهدید کودک؟/ این جملات طلایی را بگو

فرض کنید ساعت هشت شب است و کودک هنوز اسباب‌بازی‌هایش را جمع نکرده. شما چند بار از او خواسته‌اید که آماده خواب شود، اما او همچنان بازی می‌کند. بالاخره خسته می‌شوید و می‌گویید: «اگر همین الان جمع نکنی، فردا دیگه اجازه نداری با اسباب‌بازی‌هات بازی کنی!»

فهرست مطالب

  • گزارشی که می‌تواند از یک مسئله آشنا برای والدین روایت کند.
  • تهدید کردن دقیقاً چه تفاوتی با تعیین قانون دارد؟
  • پژوهش‌ها درباره تنبیه و روش‌های خشن چه می‌گویند؟
  • چرا تهدید ممکن است در بلندمدت نتیجه معکوس داشته باشد؟
  • حتی هشدارهای معمولی هم همیشه بهترین انتخاب نیستند.
  • پس به جای تهدید کردن کودک چه بگوییم؟
  • اگر کودک همکاری نکرد چه کنیم؟
  • اگر خودمان عادت کرده‌ایم تهدید کنیم چه؟
  • چه زمانی از متخصص کمک بگیریم؟

کودک ممکن است همان لحظه شروع به جمع کردن وسایل کند و والد با خودش فکر کند: «دیدی؟ تهدید جواب داد».

اما چند روز بعد، همان موقعیت دوباره تکرار می‌شود و این بار تهدید بزرگ‌تری لازم است: «اگر باز هم گوش ندی، اسباب‌بازی‌هات رو می‌ریزم دور!»

این چرخه برای بسیاری از خانواده‌ها آشناست. مشکل اینجاست که تهدید ممکن است در کوتاه‌مدت کودک را وادار به اطاعت کند، اما لزوماً به او یاد نمی‌دهد چرا باید رفتار خود را تغییر دهد. حتی برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند هشدارها و تهدیدها در میان روش‌های مختلف واکنش والدین به نافرمانی کودک، از کم‌اثرترین روش‌ها برای ایجاد همکاری فوری هستند. در یک مطالعه درباره واکنش والدین به نافرمانی کودکان نوپا، هشدار و تهدید در میان کم‌اثربخش‌ترین پاسخ‌ها قرار گرفتند، در حالی که ارائه انتخاب و توضیح دادن در برخی موقعیت‌ها نتایج بهتری داشت.

تربیت کودک

گزارشی که می‌تواند از یک مسئله آشنا برای والدین روایت کند.

یکی از دلایلی که موضوع تهدید کردن کودک اهمیت دارد، این است که این رفتار معمولاً از جایی شروع می‌شود که والد واقعاً خسته شده است. جمله‌هایی مانند «اگر گریه کنی می‌ذارمت و می‌رم»، «اگه دوباره این کارو بکنی دیگه دوستت ندارم»، «اگه مشقت رو ننویسی تبلتت رو برای همیشه می‌گیرم» یا «اگر حرف گوش نکنی، پلیس میاد دنبالت» ممکن است در لحظه برای والد راهی سریع برای پایان دادن به یک موقعیت دشوار به نظر برسند.

اما تربیت کودک فقط درباره این نیست که «الان ساکت شد یا نه». هدف اصلی این است که کودک به‌تدریج بتواند رفتار خود را تنظیم کند، پیامد رفتارهایش را بفهمد و بدون ترس از والد تصمیم‌های مناسب‌تری بگیرد. به همین دلیل، تفاوت مهمی بین «مرزبندی» و «تهدید» وجود دارد.

تهدید کردن دقیقاً چه تفاوتی با تعیین قانون دارد؟

مرزبندی یعنی والد یک قانون روشن و قابل اجرا تعیین کند و پیامد منطقی آن را توضیح دهد. مثلاً:

«اگر اسباب‌بازی‌ها را تا پنج دقیقه دیگر جمع نکنی، امشب زمان بازی‌مان کمتر می‌شود.»

اما تهدید معمولاً با ترساندن، تحقیر، اغراق یا ایجاد احساس ناامنی همراه است:

«اگر جمع نکنی، همه اسباب‌بازی‌هات رو می‌ریزم دور.»

در جمله اول، کودک می‌داند چه رفتاری از او انتظار می‌رود و پیامد مشخص چیست. در جمله دوم، تمرکز کودک بیشتر روی ترس از واکنش والد قرار می‌گیرد. این تفاوت مهم است؛ چون هدف تربیت فقط کنترل رفتار در حضور والد نیست.

پژوهش‌ها درباره تنبیه و روش‌های خشن چه می‌گویند؟

یک مطالعه طولی بزرگ روی ۱۶۹۱۶ کودک شرکت‌کننده در مطالعه Millennium Cohort بریتانیا، رفتارهای سخت‌گیرانه والدین مانند فریاد زدن، سرزنش و تنبیه فیزیکی را در سنین ۳، ۵ و ۷ سال بررسی کرد.

نتیجه چه بود؟

کودکانی که در معرض شیوه‌های سخت‌گیرانه‌تر تربیتی قرار داشتند، مشکلات رفتاری و هیجانی بیشتری نشان دادند. این ارتباط هم در کودکانی که در معرض شرایط خانوادگی پرخطر بودند و هم در خانواده‌های کم‌خطر مشاهده شد. پژوهشگران همچنین دریافتند که در کودکان پرخطر، انضباط خشن با افزایش علائم هیجانی در طول زمان ارتباط داشت.

این یافته به ما نمی‌گوید که هر بار والد با عصبانیت جمله‌ای تهدیدآمیز گفته، حتماً آسیب بلندمدت ایجاد شده است. اما نشان می‌دهد وقتی تهدید، فریاد و روش‌های خشن به الگوی دائمی تربیت تبدیل شوند، ارتباط آنها با مشکلات رفتاری و هیجانی جدی‌تر می‌شود.

حتی یک تحلیل جدیدتر که از شواهد شبه‌آزمایشی برای بررسی اثر شیوه‌های منفی والدگری استفاده کرده، یک اثر علّی کوچک اما آسیب‌زا از شیوه‌های منفی تربیتی بر اختلالات رفتاری مخرب پیدا کرده است. نویسندگان برآورد کردند که مداخلاتی که بتوانند این شیوه‌های منفی را کاهش دهند، در سطح جهانی بالقوه می‌توانند شیوع علائم اختلالات رفتاری مخرب را حدود ۴ درصد کاهش دهند؛ رقمی معادل حدود ۴.۵ میلیون کودک در سن مدرسه.

چرا تهدید ممکن است در بلندمدت نتیجه معکوس داشته باشد؟

۱. کودک به جای یادگیری، فقط از پیامد می‌ترسد.

وقتی والد می‌گوید «اگر این کار را بکنی، تنبیهت می‌کنم»، کودک ممکن است رفتار را متوقف کند، اما دلیل درست یا نادرست بودن آن رفتار را یاد نگیرد.

مثلاً کودکی که به دلیل شکستن وسیله‌ای تهدید شده، ممکن است دفعه بعد به جای مراقبت بیشتر، فقط تلاش کند کاری کند که والد متوجه اشتباه او نشود.

در این حالت، رفتار ظاهراً کنترل شده است، اما مهارت مسئولیت‌پذیری هنوز شکل نگرفته است.

۲. تهدید می‌تواند چرخه قدرت ایجاد کند.

وقتی کودک مقاومت می‌کند، والد تهدید می‌کند. کودک مقاومت بیشتری نشان می‌دهد و والد تهدید را شدیدتر می‌کند.

این چرخه می‌تواند به یک مسابقه قدرت تبدیل شود:

  • انجام بده.
  • نمی‌خوام.
  • اگر انجام ندی.
  • انجام نمی‌دم.
  • پس دیگه فلان کار رو هم نمی‌تونی انجام بدی.

پژوهش‌های مربوط به انضباط خشن و اجباری نشان داده‌اند که رابطه والد و کودک می‌تواند به یک چرخه دوسویه تبدیل شود؛ یعنی رفتار دشوار کودک و واکنش خشن والد یکدیگر را تقویت کنند.

۳. تهدید اعتماد کودک را کاهش می‌دهد.

وقتی والد بارها از تهدیدهای شدید استفاده می‌کند، کودک ممکن است به تدریج متوجه شود بسیاری از آنها عملی نمی‌شوند. مثلاً: «اگر دوباره این کار رو بکنی، دیگه هیچ‌وقت تلویزیون نمی‌بینی».

اما چند ساعت بعد تلویزیون روشن می‌شود. اگر این اتفاق مرتب تکرار شود، تهدید ارزش خود را از دست می‌دهد. کودک یاد می‌گیرد که باید منتظر بماند تا ببیند کدام تهدید واقعاً اجرا می‌شود.

۴. تهدیدهای عاطفی می‌توانند پیام آسیب‌زاتری داشته باشند.

همه تهدیدها یکسان نیستند. جمله‌ای مانند «اگر اسباب‌بازی‌ها را جمع نکنی، امشب بازی‌مان تمام می‌شود» با جمله «اگر این کار را بکنی دیگه دوستت ندارم» تفاوت بسیار زیادی دارد.

کودک برای رشد سالم به این اطمینان نیاز دارد که محبت والد وابسته به عملکرد او نیست. پس بهتر است رفتار کودک را نقد کنیم، نه ارزش و جایگاه خودش را.

به جای:

«تو بچه بدی هستی.»

بگوییم:

«این کاری که کردی مناسب نبود. بیا ببینیم چطور می‌تونیم درستش کنیم».

حتی هشدارهای معمولی هم همیشه بهترین انتخاب نیستند.

پژوهشگران در مطالعه‌ای روی کودکان نوپا بررسی کردند که واکنش والدین به انواع مختلف نافرمانی چه اثری دارد. نتایج نشان داد برای برخی شکل‌های نافرمانی، ارائه گزینه‌های جایگزین می‌تواند شدت نافرمانی را همان لحظه کاهش دهد و حتی با کاهش مشکلات رفتاری طی دو ماه بعد ارتباط داشته باشد.

در مقابل، استفاده از قدرت و اجبار، از جمله هشدار و تهدید، در این مطالعه در میان کم‌اثربخش‌ترین واکنش‌ها برای ایجاد همکاری فوری قرار گرفت.

بنابراین مسئله این نیست که والد «هیچ‌وقت هشدار ندهد». مسئله این است که هشدار و تهدید نباید جایگزین آموزش، ارتباط و مرزبندی منطقی شوند.

تهدید کودک

پس به جای تهدید کردن کودک چه بگوییم؟

یکی از کاربردی‌ترین تغییرات این است که جمله تهدیدآمیز را به یک جمله روشن، کوتاه و قابل اجرا تبدیل کنیم. به جای:

«اگر دوباره این کار رو بکنی، دیگه نمی‌ذارم بیرون بری.»

بگویید:

«اگر به خواهرت ضربه بزنی، بازی متوقف می‌شه و باید از هم فاصله بگیرید.»

به جای:

«اگر مشقت رو ننویسی، گوشی‌ات رو برای همیشه می‌گیرم.»

بگویید:

«اول تکلیف، بعد زمان بازی با گوشی.»

به جای:

«اگر گریه کنی، می‌ذارمت اینجا و می‌رم.»

بگویید:

«می‌دونم ناراحتی. من اینجا هستم، اما نمی‌ذارم به خودت یا کسی آسیب بزنی.»

به جای:

«اگر اتاقت رو جمع نکنی، همه وسایلت رو دور می‌ریزم.»

بگویید:

«تا وقتی وسایل جمع نشده، بازی جدیدی شروع نمی‌کنیم. بیا با هم از همین قسمت شروع کنیم.»

یک فرمول ساده برای والدین: رفتار، پیامد، انتخاب

اگر نمی‌دانید در لحظه عصبانیت چه بگویید، از این فرمول استفاده کنید:

رفتار را مشخص کنید + پیامد منطقی را بگویید + در صورت امکان انتخاب بدهید.

مثلاً:

«می‌دونم هنوز دوست داری بازی کنی. الان وقت خوابه. می‌خوای اول دندون‌هات رو مسواک بزنی یا لباس خوابت رو بپوشی؟»

این جمله هم مرز دارد و هم به کودک اجازه می‌دهد در چارچوب تعیین‌شده احساس اختیار کند.

اگر کودک همکاری نکرد چه کنیم؟

گاهی والد همه این روش‌ها را امتحان می‌کند و کودک باز هم همکاری نمی‌کند. اینجا مهم است که تصور نکنیم تربیت مثبت یعنی همیشه باید کودک را قانع کنیم. والد می‌تواند آرام اما محکم باشد. مثلاً:

«می‌دونم دوست نداری اسباب‌بازی‌ها رو جمع کنی. با این حال الان وقت جمع کردنه. من می‌تونم کمکت کنم.»

یا:

«می‌فهمم عصبانی هستی. اجازه نمی‌دم کسی رو بزنی. اگر لازم داری می‌تونی چند دقیقه کنار من بشینی تا آروم‌تر بشی.»

مرزبندی مؤثر الزاماً نرم و بدون قاطعیت نیست. اتفاقاً کودک به والدینی نیاز دارد که هم مهربان باشند و هم مرزهای روشن داشته باشند.

اگر خودمان عادت کرده‌ایم تهدید کنیم چه؟

قرار نیست والد یک‌شبه تمام الگوهای رفتاری خود را تغییر دهد. اگر یک روز متوجه شدید جمله‌ای تهدیدآمیز گفته‌اید، می‌توانید رابطه را ترمیم کنید. مثلاً:

«من عصبانی بودم و حرفی زدم که بهتر بود نمی‌زدم. نمی‌خواستم بترسونمت. بیا دوباره درباره کاری که باید انجام بدی صحبت کنیم.»

این کار نه‌تنها اقتدار والد را از بین نمی‌برد، بلکه به کودک نشان می‌دهد بزرگسالان هم می‌توانند اشتباه خود را بپذیرند و اصلاح کنند.

چه زمانی از متخصص کمک بگیریم؟

اگر تهدید کردن، فریاد زدن یا تنبیه کردن به بخش ثابت رابطه شما و کودک تبدیل شده و احساس می‌کنید بدون آن نمی‌توانید رفتار کودک را مدیریت کنید، صحبت با روان‌شناس کودک یا متخصص فرزندپروری می‌تواند مفید باشد.

همچنین اگر کودک به شکل مداوم پرخاشگری شدید، اضطراب، ترس از والد، افت تحصیلی، اختلال خواب، انزوا یا تغییر شدید رفتاری نشان می‌دهد، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.

این موضوع به‌خصوص زمانی اهمیت بیشتری دارد که تنش میان والد و کودک به شکل یک چرخه دائمی درآمده باشد.

جمع بندی
تهدید کردن ممکن است گاهی در چند ثانیه کودک را وادار به توقف یک رفتار کند، اما توقف رفتار با یادگیری رفتار درست یکی نیست. پژوهش‌ها درباره انضباط خشن و منفی، ارتباط آن را با افزایش مشکلات رفتاری و هیجانی نشان داده‌اند و مطالعه‌ای درباره نافرمانی کودکان نوپا نیز هشدار و تهدید را در میان کم‌اثربخش‌ترین واکنش‌ها برای ایجاد همکاری فوری قرار داده است.بنابراین هدف والد نباید این باشد که کودک را بترساند تا حرف گوش کند؛ هدف باید این باشد که کودک به تدریج یاد بگیرد قوانین را بفهمد، احساساتش را مدیریت کند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و بداند والد حتی هنگام تعیین محدودیت، همچنان قابل اعتماد و حامی اوست.

 

پشتیبانی تخصصی ماماگرام

کارشناسان ما 24/7 آماده پاسخگویی به سوالات و دریافت نسخه‌های شما هستند

ارتباط از طریق پلتفرم‌های پیام‌رسان
پاسخگویی 24 ساعته | 7 روز هفته